
اگه عاشقي گناه من است
مي پذيرم كه بزرگترين گنهكارم
به زندگي با عشق راضي شده ام
و بيشتر از همه عاشق شده ام
اگه عشق ديوانگيست
برترين ديوانه منم
ديوانه اي كه به زنجير شده است
اي خدا از من راضي باش
كه معلم عشق من تو بودي
خسرو در عشق به من اقتدا كرد
و مجنون ديوانگي را با من آغاز كرد
نوشته شده توسط هادی اسماعل زاده در بیست و هفتم دی 1386 ساعت 8:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگذر از خاک بیابان شدنم بگذر از من ، من ِ فرسوده چو خاک که جز اندوه ، رهی در دل این سینه به جایی نبری تو هم ای عشق ، دگر بی ثمری روزگار از من ِ دل سوخته تندیسی ساخت که بمیرم بی تو ، که بسوزم بی عشق دیر شد آمدنت ، رفتم و خاک شدم بی جهت از دل این آیینه ها پاک شدم دگر امید به روییدن من نیست رمقی هیچ دگر در تن من نیست . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوند های وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY