|
عزيزم رفتنت را هنوز باور ندارم هنوز اين دل براي با تو بودن مي تپد و هنوز هزاران حرف دارم اما ...... نه من و نه تو . هيچكام ما بودنمان را باور نداريم ؟؟؟
|
نوشته شده توسط هادی اسماعل زاده در یازدهم بهمن 1386 ساعت 8:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگذر از خاک بیابان شدنم بگذر از من ، من ِ فرسوده چو خاک که جز اندوه ، رهی در دل این سینه به جایی نبری تو هم ای عشق ، دگر بی ثمری روزگار از من ِ دل سوخته تندیسی ساخت که بمیرم بی تو ، که بسوزم بی عشق دیر شد آمدنت ، رفتم و خاک شدم بی جهت از دل این آیینه ها پاک شدم دگر امید به روییدن من نیست رمقی هیچ دگر در تن من نیست . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوند های وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY