|
شکوه و تقوا و شگفتی و زيبايی شور انگيز طلوع خورشيد را بايد از دور ديد.
اگر نزديکش رويم از دستش داده ايم!
لطافت زيبای گل در زير انگشت های تشريح می پژمرد!
آه که عقل اينها را نمی فهمد!!!! |
نوشته شده توسط هادی اسماعل زاده در یازدهم بهمن 1386 ساعت 8:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگذر از خاک بیابان شدنم بگذر از من ، من ِ فرسوده چو خاک که جز اندوه ، رهی در دل این سینه به جایی نبری تو هم ای عشق ، دگر بی ثمری روزگار از من ِ دل سوخته تندیسی ساخت که بمیرم بی تو ، که بسوزم بی عشق دیر شد آمدنت ، رفتم و خاک شدم بی جهت از دل این آیینه ها پاک شدم دگر امید به روییدن من نیست رمقی هیچ دگر در تن من نیست . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوند های وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY