مرا این گونه باور کن
کمی تنها کمی بی کس
کمی از یادها رفته
نمیدانم مرا آیا گناهی هست ؟!
که شاید هم به جرم آن
غریبی و جدایی هست ؟!
مرا این گونه باور کن .........
نوشته شده توسط هادی اسماعل زاده در بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 5:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بگذر از خاک بیابان شدنم بگذر از من ، من ِ فرسوده چو خاک که جز اندوه ، رهی در دل این سینه به جایی نبری تو هم ای عشق ، دگر بی ثمری روزگار از من ِ دل سوخته تندیسی ساخت که بمیرم بی تو ، که بسوزم بی عشق دیر شد آمدنت ، رفتم و خاک شدم بی جهت از دل این آیینه ها پاک شدم دگر امید به روییدن من نیست رمقی هیچ دگر در تن من نیست . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوند های وبلاگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY